|
 |
هدیه تولد من به تو
|
 |
| |

به نام خدايي که غفور است و رحيم زندگي بي تو عذابي است وخيم
تقديم به اميد زندگاني ام، تقديم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقديم به اشکهاي سوزان روي کوه گونه هايت ، تقديم به خنده هاي دلنشينت و نگاه هاي پنهانت .
تقديم به تو اي خيال من اي آسمان قلبم و اي سرچشمه ي الهام من
تقديم به تو که يادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت هميشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانيت هميشه در وجودم جاريست .
ميداني که طاقت دوري از تو را ندارم ولي جدايي با تو را دوست دارم.
مي داني چرا؟
چون با اينکه جدايي از تو بسي برايم دشوار است ولي در عين حال دلپذير هم هست ، زيرا به خاطر تو دلتنگي به سراغم مي آيد .
پس بدان که دل تنگي ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداري .
بنابراين:
هر که مي خواهد من و تو ما نشويم مرگش باد و خانه اش ويران.
براي من بمان و بدان که هيچ چيز با ارزشتر از عشق نيست و بزرگترين ويژگي عشق بخشايش است.
بنابراين:
قلبم را که لبريز از عشق است به تو تقديم مي کنم و سوگند مي خورم که تا ابد :
عاشقانه دوستت بدارم . |
|
 |
|
 |
 |
|لينک ثابت| نويسنده : باران روشن
| تاريخ : دوشنبه 13 اسفند1386> |
|
 |
|
|