|
روزگاری او را می جستم , خود را یافتم , اکنون خود را می جویم , او را می یابم .
+ چه یادم کنم , خود همه یادم , من خرمن نشان خود فرا باد دادم ؛
یاد کردن کسب است و فراموش نکردن زندگانی
_ زندگانی ورای دو گیتی ست و کسب چنان که می دانی.
مناجات .../ خواجه عبدالله..انصاری
اگر فراموش نکردن زندگانی ست... پس.تقاص آن چه می شود..!
آخر به چه قیمتی....
و فلسفه فراموش کردن...؟!
|