تبليغاتX
<-بگذار بخوابم->
       

كاربر مهامان خوش آمديد

 

 

 

درباره

   
 

 

نويسندگان
   
 

 

آمار
 

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

AddThis Feed Button

 
 
 

 

 


تولد یک فرشته

 

سه شنبه ، نه مژده ای شروع دارد نه نشاط پایان ، نه سهمی از ابتدا ، و نه دانگی از انتها . نه راهی سربالا ، که به امید رسیدن به قله ای بتوان نفس زنان و کوفته پیمودش ، نه سرازیر است که شادی ترک قله را با شوق رسیدن به خانه و زمین گذاشتن کوله و کندن پوتین های چسپیده به پا و باز کردن دگمه های باد گیر و دراز کردن آسوده پاها در خود داشته باشد . قله هم ، اما ، نیست . ( یادت باشد که من ، زندگی  را ،نه ، به میل خود ، بلکه با اراده خدا با سه شنبه آغاز کردم ؛ اما همیشه چنین نیست . ) پس به داد سه شنبه ها باید رسید . آن را چنان لبریز کنیم که به درون چهار شنبه ها سر زیر کند و ار آنجا ، چکه چکه ، به درون کاسه آبی پنج شنبه ها بچکد . سه شنبه ها را ،  باید در یازده مرداد علی رغم همه گرفتاریهای که دارم ، با دیداری پر طراوت ، تازه و شاداب کنم : سری به آن خونه باغ  کوچک کودکی بزنم که بنای قدیمی دارد ، که همیشه از درونش صدای گریه بچه ها می آمد ، و صدای فریاد هایشان ، و صدای تشر. و فریادهای مادر، در آمیخته با سکوت انتظار  اطارفیان که در چشمان و لبانشان نقش بسته بود و صدای گریه نوزاد و تولد یک فرشته...

 

(الهام گرفته از نوشته های نادر ابراهیمی )  

 

  بيان انتقادات و پيشنهادات

|لينک ثابت|  نويسنده :‌  باران روشن | تاريخ : ‌جمعه 11 مرداد1387>

 

منوي اصلي

 
 
 

 

موضوعات

 
 
 

 

آرشيو ماهيانه

 
 
 

 

پیوندهای روزانه
 
 
 

 

پیوندها
 
 

آرشيو پيوندها

 

Design By Amirreza Keypour © 2008